شـــعر عــــاشــقانه هـای بــــه روز
Shrashqanh. Jack. Message ball, puzzle Quran
تو تو كه تمام غرور ريختهي مرا خريدهاي تو تو كه نازِ تو همقدّ راز توست تو كه نازهات پرچم سفيد سازش را در برابر نياز من بالا بردهاند تو را دوست دارم تو را تو تو كه نوازشهات داغ است و بوسهات آتش تو را كه با داغها وُ آتشت خاكسترم را هر لحظه بالا ميآوري تو را كه با تمام قوا با مهربانيات به ويرانيام برخاستهاي تو را من دوست دارم، من تو را ميپرستم تو را من ميخواهم، من تو را با تمام تن ميخواهم. ¨ تو را چگونه صدا بزنم من، عزيزم تو را چه بنامم تو را چگونه بخوانم تو را كه عشوههايت شكايتي ندارند از دستِ من تو را كه دستهايت مسكنّي هستند براي قلبِ سردِ من تو را كه حتّا ژاژههاي گهگاهت گرما بخش فضاي ساكت منند ¨ تو را چگونه نبينم تو را كه هرچه از اطاعت و تمكين در چنته داشتي در پوشش پذيرايي ميآوردي ¨ تو بگو چگونه به وداعت لب باز كنم چگونه به بدرقهام قدم برداري ¨ ¨ دربعضي جاها رسم است كه مردها براي اشاره به زنهايشان ميگويند: «بچهها» مان «بچهها» مان چنين «بچهها» مان چنان حال بگذار من هم با اين كلمهي خطاب، مخاطبم تو باشي اگر چه در عين محال و فقط با چند درصدِ شايدِ شانس. ¨ پس اي مخاطب غايب پس اي مخاطب در خطرِ غايب بگذار داد بزنم، – دلخوشي را- اگر چه از پسِ پشتِ خوابِ طويلِ مسافت دوستت دارم ميخواهمت
برچسبها: فقط در ایرانه که
همیشه یک روز رفته اند ...
تا که امروز مانده اند ...
شاید رفته اند تا سقف آرزوهایشان را بلند کنند ...
شاید برای ارزش لبخندی کوتاه ...
شاید برای آویختن پنجره ای زیبا ...
و شاید برای خوشبختی ...
خوشبختی مگر چیست ...؟
جز تک تک ثانیه های زیبا از زندگی که تو را ...
غرق لذت می کند ...؟
گاهی باید رفت ...
تو را با آن تنِ تنهاي كوچك كه هرلحظه آمادهي استقبال ازجسمِ عظيمِ من بود
كه :
برچسبها: مخاطب غايب
| Design By : Pichak |


