تبليغاتX
شـــعر عــــاشــقانه هـای بــــه روز


شـــعر عــــاشــقانه هـای بــــه روز

Shrashqanh. Jack. Message ball, puzzle Quran

فقط در ایرانه که...

فقط یک ایرانی هنگام دور زدن با ماشین،

بجای استفاده از راهنما، دستش رو بیرون از ماشین میاره!

فقط یک ایرانی میتونه بوسیله بوق ماشین

از سلام و احوالپرسی گرفته تا فحش ... استفاده کنه!

فقط در ایرانه که بعد از مراسم ازدواج به عروس و داماد

 به جای آرزوی خوشبختی انواع راه های کشتن

 گربه دم حجله را آموزش می دهند.

فقط در ایرانه که اگه دختری بهت محل نمی گذاره میگن

عاشقته! و اگر پسری بهت محل نمی زاره اوا خواهره!

فقط در سریال های ایرانیه که آدم خوباش فقیرند

و پر از اعتقاد و آدم بداش پولدارند و دزدند

و به هیچ وجه آدم ها نمی تونند هر دو خصلت را داشته باشند  

فقط یک پسر ایرانیه که بعد از ازدواجش تازه بیاد دوران

شیرخوارگیش میوفته و به مادرش وابسته میشه

فقط یک فروشنده ایرانیه که اگه وارد فروشگاه بشی

و مثلا یک پیراهن را ازش بخوای بیاره تا پرو کنی

میگه "اگه میخری بیارمش"

فقط در ایرانه که بعد از یک تصادف ساده ممکنه قتل اتفاق بیوفته

فقط خانمهای ایرانی هستند که دچار عارضه پوستی هستند

و رنگ پوست صورت با گردنشون ۶ درجه فرق میکنه

فقط در عروسی ایرانیه که تعداد بچه ها از تمام

میهمان ها و خدمه بیشتره

فقط یک مرد ایرانیه که مامانش رو بیشتر از زنش دوست داره

فقط در رستوران ایرانیه که تو بجای معاشرت

با کسایی که باهاشون اومدی، بر و بر میز روبروت رو نگاه میکنی

فقط یک خانم ایرانیه که توی مارکت، سلمونی، مهمونی،

 صف مرغ و تخم مرغ، کفش پاشنه ۲۵ سانتی میپوشه

فقط در ایرانه که توی مهمونی، آدمها بجای معاشرت کردن

و شاد بودن فقط به دنبال ایراد گرفتن و سوژه کردن هستند!

فقط در ایرانه که تا یه مهمون خارجی میاد سریع دور و برش

 جمع می شن و می پرسن اجاره خونه اون ور آب چقدره؟

فقط یک پدر بیچاره ایرانیه که مجبوره خرج بچه هاشو تا زنده

است بده بعد هم بگن بیچاره سنی نداشت سکته کرد!  

فقط در ایران بعد از طلاق، زنه فاسد بوده و مرده دیوانه!

فقط یه دختر ایرانی این استعداد رو داره که توی گرمای تابستون

 چکمه بپوشه و توی سرمای زمستون صندل

فقط یک ایرانیه که توی رستوران بعد از خوردن غذاش درخواست

ظرف یکبار مصرف میده تا ۲ لقمه باقیمونده غذاشو ببره

خونه چون فکر میکنه پول داده

فقط یک ایرانیه که تو رستوران سالاد را شخم میزنه و

 قبل از اینکه غذا رو براش بیارن سیر میشه

فقط یک پدر و مادر ایرانی هستند که چه بچشون ۴

 سال داشته باشه چه ۴۰ بازم این اجازه را دارن که حتی

به آب خوردن بچشون نظارت کامل داشته باشن

فقط ایرانیها هستندکه معتقدن که هنر، فقط وفقط نزد خودشونه

فقط ایرانیها هستندکه درفرودگاه های۴۰/۵۰ کیلو اضافه بار دارن

فقط ایرانیها هستند که باز هم در رستوران همون هتل

 دوربین بدست از غذا و همه توریستهای دیگه درحال خوردن غذا

 بدون اجازه فیلم میگیره تا به همه بگه من کجا بودم

فقط در اداره های دولتی ایرانه که هیچ وقت

حق با مشتری نیست و هر یک از کارکنان خود

مدیر کل آن اداره هستند و در ضمن به نشانه خاکی بودن

کفشهاشونو زیر میز پارک میکنند و با دمپایی در اداره میچرخه.

فقط در اداره های دولتی ایرانه که امکان داره

 پرونده های شما گم بشه.

فقط در ایرانه که پسر به پسر تیکه میندازه تاپیش دوست دخترش

کلاس بزاره!

فقط یک ایرانی هست که پیش از یاد گرفتن کامپیوتر،

می تونه فیلتر رو دور بزنه!


برچسب‌ها: فقط در ایرانه که
نوشته شده در 2012/1/4ساعت 0:15 قبل از ظهر توسط ***AHMAD***|

آنها که می مانند ...



همیشه یک روز رفته اند ...



تا که امروز مانده اند ...



شاید رفته اند تا سقف آرزوهایشان را بلند کنند ...



شاید برای ارزش لبخندی کوتاه ...



شاید برای آویختن پنجره ای زیبا ...



و شاید برای خوشبختی ...



خوشبختی مگر چیست ...؟



جز تک تک ثانیه های زیبا از زندگی که تو را ...



غرق لذت می کند ...؟



گاهی باید رفت ...
نوشته شده در 2012/1/1ساعت 10:32 بعد از ظهر توسط ***AHMAD***|

تو

تو كه تمام غرور ريخته‌ي مرا خريده‌اي

تو

تو كه نازِ تو همقدّ راز توست

تو كه نازهات پرچم سفيد سازش را در برابر نياز من بالا برده‌اند

تو را دوست دارم

تو را

      تو

تو كه نوازش‌هات داغ است

و بوسه‌ات آتش

تو را كه با داغها وُ آتشت خاكسترم را هر لحظه بالا مي‌آوري

تو را كه با تمام قوا با مهرباني‌ات به ويراني‌ام برخاسته‌اي

تو را من دوست دارم، من تو را مي‌پرستم

تو را من مي‌خواهم، من تو را با تمام تن مي‌خواهم.

¨      

تو را چگونه صدا بزنم من، عزيزم

تو را چه بنامم

تو را چگونه بخوانم

تو را كه عشوه‌هايت شكايتي ندارند از دستِ من

تو را كه دستهايت مسكنّي هستند براي قلبِ سردِ من

تو را كه حتّا ژاژه‌هاي گهگاهت گرما بخش فضاي ساكت منند

¨  

تو را چگونه نبينم

تو را كه هرچه از اطاعت و تمكين در چنته داشتي در پوشش پذيرايي مي‌آوردي
تو را با آن تنِ تنهاي كوچك كه هرلحظه آماده‌ي استقبال ازجسمِ عظيمِ من بود

¨  

تو بگو

چگونه به وداعت لب باز كنم

چگونه به بدرقه‌ام قدم برداري

 

¨      

¨      

دربعضي جاها رسم است كه مردها براي اشاره به زنهايشان مي‌گويند: «بچه‌ها» مان

«بچه‌ها» مان چنين

«بچه‌ها» مان چنان

حال

بگذار من هم با اين كلمه‌ي خطاب، مخاطبم تو باشي

اگر چه در عين محال

و فقط با چند درصدِ شايدِ شانس.

¨      

پس اي مخاطب غايب

پس اي مخاطب در خطرِ غايب

بگذار داد بزنم، دلخوشي را- اگر چه از پسِ پشتِ خوابِ طويلِ مسافت
 كه :

دوستت دارم

مي‌خواهمت


برچسب‌ها: مخاطب غايب
نوشته شده در 2009/2/11ساعت 10:27 بعد از ظهر توسط ***AHMAD***|


آخرين مطالب
» فقط در ایرانه که...
» گاهی باید رفت....
» مخاطب غايب
» به سلامتی.............
» سوزنی شکسته تا ............
» تاشقایق هست.....
» سالار شهیدان
» وقـــتـــــــــــش رســـــــــــیــــده
» شعر شلوغ پلوغ
» از این شب های بی پایان،
Design By : Pichak